یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

سلام به یُمن نام مبارک خدا...
اینجا نمیدانم چه پیش میآید اما...
میدانم دلم تنگ است..
نمیدانم چه میخواهی...
میدانم اتفاق روزگار تو را اینجا کشانده...
میدانم همگی تنهایی را تجربه کرده ایم...
حالا نمیخواهم جانماز آب بکشم...
اما درنگی کن..
حقیقتا چقدر سخت است تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟
این روزها رهبرم تنهاست...
امام زمانم تنهاست...
که ما کوفی منشانه مدام نامه ی دروغینِ جان نثاری برایشان مینگاریم...
و من مدعی تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟

اما نه.... حقیقتا خدایی دارم که به قول بزرگی:
بارها در زندگی درست جایی دستم را گرفته که میتوانست مچم را بگیرد.....

دعاکنیم...برای آدمیتمان...
برای ظهور...

آخرین مطالب

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر» ثبت شده است


اسیر مانده ایم در بهانه های پاپتی

و میله های آهنین و عشق های ساعتی

حوالی نگاهمان دوباره صف کشیده است

صدای تیک تاک غم , شماره های صنعتی 

امان از اشتباه های نا تماممان , همان

تفاخر همیشگی به هیچ های قیمتی 

میان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق

نمانده در تسلط همان هبوط لعنتی ؟

کسی نیامد از تبار انتظارمان ببین

که مانده ایم سخت در هجوم بی لیاقتی


?I`m sorry.I don`t know who poet it?


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۴:۱۲
فرزند آدم

می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا

این است روزگار زیارت نرفته ها

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود

هیات در انحصار زیارت نرفته ها
انگار بین هیات ماهم نشسته بود
زهرا به انتظار زیارت نرفته ها

در روز اربعین همه ما را شناختند

با نام مستعار «زیارت نرفته ها»
اما هزارمرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها
باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند
باب الرضا قرار زیارت نرفته ها
غم میخورم برای دل رهبرم که هست
تنها طلایه دار زیارت نرفته ها
گفتند شاعران همه ازحال زائران
این هم به افتخار زیارت نرفته ها


۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۴ ، ۱۶:۰۹
فرزند آدم


از ما عجیب نیست دعایی نمی رسد                   از تحبس الدعا که صدایی نمی رسد

ما تحبس الدعا شده نان شبهه ایم                     آنجا که شبهه است عطایی نمی رسد

پر باز می کنم بپرم،می خورم زمین                     بال و پر شکسته به جایی نمی رسد

باید تنم پی سپر دیگری رود                               با روزه های ما به نوایی نمی رسد

       با دست خالی از چه پل دیگران شوم                   دستی که وقف شد به گدایی نمی رسد

ای میزبان فدای تو و سفره چیدنت                      آیا به این فقیر غذایی نمی رسد؟

من سالهاست منتظر یک ضمانتم                       آخر چرا امام رضایی نمی رسد

از من مخواه پیش از این زندگی کنم                    وقتی برات کرب و بلایی نمی رسد

برات کرببلا

شاعر:علی اکبر لطیفیان

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۸
فرزند آدم

پایانی برای قصه ها نیست

نه بره ها گرگ میشوند 

نه گرگها سیر!

خسته ام از جنس قلابی آدمها

حالم خوب است

اما گذشته ام درد میکند

زودتر بیا.....

اللهم عجل لولیک الفرج




۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۴ ، ۱۹:۵۷
فرزند آدم
اصلاً حسین جنس غمش فرق می کند

                          این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند
 

اینجا گدا همیشه طلبکار می شود

                         اینجا که آمدی کرمش فرق می کند
 
 
“صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین

                        عیسای خانواده دمش فرق می کند
 

از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش

                       معلوم می شود حرمش فرق می کند
 

تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش

                      حتی سیاهی علمش فرق می کند
 

با پای نیزه روی زمین راه میرود

                      خورشید کاروان قدمش فرق می کند
 

من از "حسینُ منّی" پیغمبر خدا

                      فهمیده ام حسین همش فرق می کند

 
 
شاعر: علی زمانیان 



۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۴ ، ۱۵:۰۷
فرزند آدم

دل بی قرار نیست ادا در میاورد 


چشم انتظار نیست ادا در میاورد...


مرغی که هر زمان سر یک بام میپرد


دنبال یار نیست ادا در میاورد ...


اصلا دلی که مست ریا و ربا شود


گوشش به کار نیست ادا در میاورد 


بر لب دعای ندبه و دل غرق شهوت است 


این انتظار نیست ادا در میاورد....

شاعر: محمدعلی رحیمی

 Ba Yaran Emam .Www.Shabhayetanhayi.ir

ما را ببخش که حرفِ هر روزمان تکـرار دوست داشتن توست؛


اما بی تویی، در هر روزِ ما تکـرار میشود


و ما هر روز در تکــرارِ دوست داشتنت،


با خطا و گناه، از تــو می گریزیم


کپی شده از: "http://shabhayetanhayi.ir/"





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۶:۰۸
فرزند آدم


وضو گرفته‌ام از بهت ماجرا بنویسم...

قلم به خون زده‌ام تا که از منا بنویسم...

منا1


به استخاره نشستم که ابتدای غزل را...
ز مانده‌ها بسرایم؟ ز رفته‌ها بنویسم؟

نه عمر نوح، نه برگ درخت‌های جهان هست... 
بگو که داغ دلم را کِی و کجا بنویسم؟

مصیبت «عطش» و «میهمان‌کشی» و «ستم» را...
سه مرثیه‌ست که باید جدا جدا بنویسم...

چگونه آمدنت را به جای سر در خانه...
به خط اشک به سردی سنگ‌ها بنویسم؟

چگونه قصه‌ی مهمان‌کشی سنگدلان را...
به پای قسمت و تقدیر یا قضا بنویسم؟
صحرای عرفات
منا که برف نمی‌آید، این سپیدی مرگ است!
چسان ز مرگ رفیقان با صفا بنویسم؟

منا4
خبر ز تشنگی حاجیان رسید و دلم گفت:
خوش است یک دو خطی هم ز کربلا بنویسم:

نمانده چاره به جز اینکه از برادر و خواهر...
یکی به بند و یکی روی نیزه‌ها بنویسم...

نمانده چاره به جز گفتن از اسیر سه ساله...
چه را ز ناله‌ی زنجیر و زخم پا بنویسم؟

به روضه خوان محل گفته‌ام غروب بیا تا...
تو از خرابه بخوانی؛ من از منا بنویسم...


شاعر:حامد عسکری

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۶:۱۰
فرزند آدم

آشنایم،نیستم از فرقه ی بیگانگان 


چند روزی دلبر دلخواه را گم کرده ام


دردهایم را نگفتم چند گاهی با طبیب


شد دلم بی یار وچاه را گم کرده ام




شهادت امام محمد باقر علیه السلام تسلیت...



نتیجه تصویری برای امام محمد باقر

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۵۹
فرزند آدم

پس از طریق مکافات کن مداوایم 
عجیب منکدر از کرده های بیجایم 
دمل زده کف پای عروجم از راهی 
که تو گذاشته ای پیش پای پاهایم
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۴ ، ۲۰:۳۶
فرزند آدم