یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

سلام به یُمن نام مبارک خدا...
اینجا نمیدانم چه پیش میآید اما...
میدانم دلم تنگ است..
نمیدانم چه میخواهی...
میدانم اتفاق روزگار تو را اینجا کشانده...
میدانم همگی تنهایی را تجربه کرده ایم...
حالا نمیخواهم جانماز آب بکشم...
اما درنگی کن..
حقیقتا چقدر سخت است تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟
این روزها رهبرم تنهاست...
امام زمانم تنهاست...
که ما کوفی منشانه مدام نامه ی دروغینِ جان نثاری برایشان مینگاریم...
و من مدعی تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟

اما نه.... حقیقتا خدایی دارم که به قول بزرگی:
بارها در زندگی درست جایی دستم را گرفته که میتوانست مچم را بگیرد.....

دعاکنیم...برای آدمیتمان...
برای ظهور...

آخرین مطالب

۱۰ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است





هر لحظه تو احوال مرا می بینی

آئینـــۀ اقبــال مرا می بینی

می میرم و زنده می شوم از خجلت

چون نامۀ اعمال مرا می بینی

***

ای جلوۀ نور سرمدی یا مهدی

گنجینۀ علم احمدی یا مهدی

هدیه به امامت تو ما آوردیم

صدباغ گل محمدی یا مهدی

***

برچینی بشکستۀ دل بند زدند

ما را به ولایت تو پیوند زدند

آغاز امامت تو گویی به بهشت

زهرا و علی ز شوق لبخند زدند




باذکر صلواتی بر فرجشان دعا کنیم...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

این مطلب یک جا از وب جناب امجدیان کپی شده...
۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۴ ، ۰۸:۵۸
فرزند آدم

نمیدونم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟

 این یعنی من هنوز هم در انتهای ندانستنها ، ادعای علامه بودنم را یدک میکشم...شاید از زمان پدرم آدم......

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۴ ، ۱۹:۱۱
فرزند آدم
سلام...
آهای تویی ک میای و میری؟؟؟؟
و شاید مثل من..گاهی سردر گم و بی هدف..چرخ میزنی
و این فضای مجازی رو بالا و پایین میکنی شاید یه چیزی گیرت بیاد بخونی...ببینی که بهت مزه بده...
نمیدونم تو چ حالی هستی ک اومدی اینجا...
ولی بذار ی ذره من بگم...مدتهاست..مدتها بود..درست و حسابی ننوشتم...
مدتها بود خودمو خالی نکرده بودم..
اما امروز حالم اصلا خوب نیست..
خیلی درد دارم..
کلافه شدم از درد..با اینکه اصلا زمان ندارم و فرجه ی امتحانمه...
ولی به هوای قبلا اومدم اینجا شاید سرگرم شم..دردم کمی یادم بره..
اصلا میدونی چیه..
خودمم خیلی وقته درست و حسابی نمیدونم چ مرگمه....
آره حالم خوب نیست.. و وقتایی ک اینجوری حالم خوب نیست...
مثل خیلیای دیگه انگار تازه یادم میاد که خدایی هم هست..و چ نعمتهایی دارم و داشتم و ندارمو داشتمو..نخواهم داشت و دارم....
میدونی شاید اسمشو بذاری بازی با کلمه ها..اما اینا واقعیته..عینِ خودِ زندگی...
اما میخوام بگم تویی ک درگیر یه عشقی..تویی که شاید بیماری حالتو خراب کرده..تویی که پول لازمی..تویی که از همه جا بریدی..اصلا خودمو میگم....چندبار وقتی حالت خوب بوده رفتی سراغ خدا..چندبار واقعیِ واقعی باهاش حرف زدی و درد دل کردی؟
چندبار برای داشته هات..آره همین  نفسی که بدون خس خسه و آروم میره و میاد و تو رو زمینگیر نکرده ...تو رو به شکرگزاری وادار کرده؟
چندبار توی سجده هات واقعا یادت بوده که جلوی کی به زمین افتادی و برای کی حرف میزنی؟
چندبار هق هق گریه هات فقط برای خودش بوده..نه حاجتی که میخواستی؟
چندبار حرفشو گوش کردی؟
چندبار .....
اینقد ازین چندبارا هست که بخوای خجالت بکشیی از خودت و همین الان مثل من زار بزنی بحال خودت و بدبختیات؟
بدبختی ینی همین اینکه اون بالایی که همیشه این پایین کنارمونه تو وجودمونه..از رگ گردن بهمون نزدیکتره رو یادمون بره...
بدبختی یعنی خودتم بفهمی که چقد بد داری میکنی و خدا رو حاضر ببینی و بازم کم بذاری برا عشقت...
اصلا گنده تر از دهنم نمیگم عشق چیه..خدات...مالکت..صاحبت..
اصلا خودمو میگم ینی از سگ که معروفه به وفاداری کمترم..که به صاحبم وفادار نباشم؟؟؟؟
بابت تموم روزی هامون ازش سپاسگزار نباشم؟؟/
ببخشید...زیادی حرف زدم..یه عالمه حرف دارم..ولی فعلا.....
دعا کنیم برای همه ی مریضا ..اگه تونستین یه حمد شفا به نیت همه شون بخونین..
خیلیامون مریضیامون معلوم نیست..فک کنم اکثرا جورایی مریضن یکی روحی...یکی جسمی...همین ک دروغ میگیم..از غیبت و عیبجویی حال میبریم..تهمت میزنیم..قضاوت میکنیم...و..خدایا همه مونو خوب کن..و فرج مولامون رو هرچه سریعتر.....اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم....
۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۲:۳۳
فرزند آدم

تصاویر دیدنی از شفا یافتن کودک معلول در روز اربعین در حرم امام حسین(ع)

تاریخ درج :  1394/09/15
تعداد نمایش : 18

به گزارش پرداد به نقل از آستان قدس حسینی : روز اربعین شهادت امام حسین(ع) در کنار یکی از هیئت های عزاداری در چند متری حرم امام حسین علیه السلام کودکیمعلول عراقی به نام احمد که توان راه رفتن نداشت و نمی توانست راه برود، نشسته بود که ناگهان لب به سخن گشود و مولای خود سید الشهدا(ع) را همراه با قطرات اشک و قلب کوچک خود این گونه مخاطب قرار داد:

تصاویر دیدنی از شفا یافتن کودک معلول در روز اربعین در حرم امام حسین(ع)

لبیک یا حسین، ای مولا و جد من، یکی از خادمان تو هستم، تو را قسم می دهم به حق مادرت زهرا، به حق کسی که دو دستش را در کربلا بریدند، اکنون کسی جز تو ندارم و از تو می خواهم مرا از این بیماری و رنج نجات دهی که اکنون به زیارت شما آمده ام، پس مرا به حق بیمار کربلا شفاعت کن و کمکم کن.

هنوز لحظاتی نگذشته بود که احمد در حالی که ستون کنار خود را گرفته بود به روی پاهای خود ایستاد و این جمله را تکرار می کرد که اللهم صل علی محمد و آل محمد.

احمد فلاح کاظم الموسوی اهل بغداد و سیزده ساله می باشد که طبق گفته خودش معلولیت جسمی او این روزها بدتر شده بود و حال مساعدی نداشت.

تصاویر دیدنی از شفا یافتن کودک معلول در روز اربعین در حرم امام حسین(ع)

وی می گوید امسال نیز همچون سال های گذشته تصمیم گرفتم با زائران پیاده روی اربعین زیارت جدم امام حسین(ع) همراه شوم و به همراه خانواده و عموها و دوستان راهی کربلا شدیم و بیش از هزار متر نرفته بودیم که به خاطر شدت بیماری و سختی راه، خانواده تصمیم گرفتند مرا به خانه بازگردانند، اما روز دوم باز تصمیم گرفتم به زیارت بروم و زبان حال من این بود که ای جدم ای حسین عادت کرده ام هر سال به زیارت تو بیایم و به زائرانت خدمت کنم اما حال من بدتر شده، تو را به حق طفل شیرخوار شهیدت قسم می دهد که توفیق زیارت و خدمت به زائران را به من عنایت کنی و بار دیگر از پدرم اجازه گرفتم و راهی کربلا شدم تا به هیئت عزاداری خودمان در خیابان السدره رسیدم.

تصاویر دیدنی از شفا یافتن کودک معلول در روز اربعین در حرم امام حسین(ع)

احمد که اکنون اشک می ریزد ادامه می دهد: به کربلا که رسیدم بسیار خسته بودم و عصر روز اربعین در موکب نشسته بودم و به حرم مطهر چشم دوختم و دیدم درهای ضریح مطهر به طرف من گشوده است و گویی ضریح مطهر به من نزدیک شده و جمعیت میلیونی زائران را نمی دیدم و دراین حال بود که با جدم حسین سخن گفتم و با گریه از خدا خواستم مرا به حق حسین شهید مظلوم شفا عنایت کند که دیگر از درمان و مداوا خسته شده ام و چشم امید به کمک تو دارم.

تصاویر دیدنی از شفا یافتن کودک معلول در روز اربعین در حرم امام حسین(ع)

پدر احمد هم که همسر خود را از دست داده است و از بیماری فرزند خود بسیار رنج کشیده است می گوید پزشکان از درمان فرزندم ناتوان بودند و حتی نام بیماری او را هم نمی دانستند و احمد در نهایت همراه زائران و خادمان کربلا شد و از من خواست دیگر او را به دکتر نبرم تا به طبیب خود حسین اکتفا کند و در اوج زیارت اربعین و شلوغی های اطراف حرم مطهر متوجه شدم احمد با صدای بلند و همراه با گریه فریاد می زند "لبیک یا حسین" به او گفتم احمد چه شده؟ و متوجه شدم روی دو پای خود ایستاده و اشک تمام چشمان او را فراگرفته و مردم اطراف او صلوات می فرستند و اشک می ریزند و به او تبرک می جویند.

تصاویر دیدنی از شفا یافتن کودک معلول در روز اربعین در حرم امام حسین(ع)

تصاویر دیدنی از شفا یافتن کودک معلول در روز اربعین در حرم امام حسین(ع)

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۴:۲۰
فرزند آدم

اسیر مانده ایم در بهانه های پاپتی

و میله های آهنین و عشق های ساعتی

حوالی نگاهمان دوباره صف کشیده است

صدای تیک تاک غم , شماره های صنعتی 

امان از اشتباه های نا تماممان , همان

تفاخر همیشگی به هیچ های قیمتی 

میان قرن حادثه کجاست اتفاق عشق

نمانده در تسلط همان هبوط لعنتی ؟

کسی نیامد از تبار انتظارمان ببین

که مانده ایم سخت در هجوم بی لیاقتی


?I`m sorry.I don`t know who poet it?


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۴ ، ۱۴:۱۲
فرزند آدم

می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا

این است روزگار زیارت نرفته ها

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود

هیات در انحصار زیارت نرفته ها
انگار بین هیات ماهم نشسته بود
زهرا به انتظار زیارت نرفته ها

در روز اربعین همه ما را شناختند

با نام مستعار «زیارت نرفته ها»
اما هزارمرتبه شکر خدا که هست
مشهد در اختیار زیارت نرفته ها
باب الحسین قسمت آنانکه رفته اند
باب الرضا قرار زیارت نرفته ها
غم میخورم برای دل رهبرم که هست
تنها طلایه دار زیارت نرفته ها
گفتند شاعران همه ازحال زائران
این هم به افتخار زیارت نرفته ها


۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۴ ، ۱۶:۰۹
فرزند آدم

  دیگه نمیدونم چیکار کنم

خسته شدم

لعنت به این جاموندنِ همیشگی

به این فقط "التماس دعا "گفتنه

به اینهمه بی لیاقتی

خداااااااااااااااااااا

افسران - این حسین کیست که همه عالم دیوانه اوست


.......لعنت به این همه بی لیاقتی من.........

خدایا با دیدن اینا بنظرت  نباید دق کنم؟

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۴ ، ۱۶:۳۴
فرزند آدم

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۴ ، ۱۶:۰۳
فرزند آدم

خیلی ساده اما جالب...

باسلام  و تسلیت اربعین سالار شهیدان حضرت ارباب علیه السلام

اتفاقی جالب مرا بر آن داشت تا به توسعه ی این فکر و ایده بپردازم...

البته به قدر توان...

هرکس دوست داشت میتونه در این امر یاری گر باشه...و اینو باز نشر بده...

تو یکی از شهرای کشورمون طی یک اقدام کاملا جالب تعدادی اعلامیه در شب اربعین حسینی در منازل و بین مردم توزیع شد...

تصویری از این اعلامیه...


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۴ ، ۱۱:۳۹
فرزند آدم
بشنوید باکمی تامل...




0


حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«تمام کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ای است در برابر دریای­ پهناور


پوستر/ واجب فراموش شده
۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۴ ، ۱۴:۱۶
فرزند آدم