یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

سلام به یُمن نام مبارک خدا...
اینجا نمیدانم چه پیش میآید اما...
میدانم دلم تنگ است..
نمیدانم چه میخواهی...
میدانم اتفاق روزگار تو را اینجا کشانده...
میدانم همگی تنهایی را تجربه کرده ایم...
حالا نمیخواهم جانماز آب بکشم...
اما درنگی کن..
حقیقتا چقدر سخت است تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟
این روزها رهبرم تنهاست...
امام زمانم تنهاست...
که ما کوفی منشانه مدام نامه ی دروغینِ جان نثاری برایشان مینگاریم...
و من مدعی تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟

اما نه.... حقیقتا خدایی دارم که به قول بزرگی:
بارها در زندگی درست جایی دستم را گرفته که میتوانست مچم را بگیرد.....

دعاکنیم...برای آدمیتمان...
برای ظهور...

آخرین مطالب

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

نوشتن از تو و حس و حال تو و عزادارات خیلی سخته ....پس فقط عرض تسلیت...


فقط عرض تلنگر...به خودِ روسیاهم و امثال خودم..ک خراب دنیا شدم ..


در حالیکه مدعی خراب شدن برای روضه ی شما هم هستم...خرابه رو فقط رقیه ات میفهمد اماما...


اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک..اللهم العنهم جمیعا..

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۲۲:۵۸
فرزند آدم

امروز رفتم بیرون...یعنی راستش رفتم واسه تشییع جنازه ی یه آدم خیلی خیلی محترم...اگرچه ک تا دو سه روز پیش نمیشناختمش..

خلاصه اینکه پول و کیف پول و.... رو یادم رفت ببرم با خودم...گوشیم هم از بی شارژی مرده بود انگار...خلاصه اینکه ناچارا باید تو اون گرمای ظهر پیاده بر میگشتم...

برگشتم..و تو راه و قبلش..فهمیدم چقدر حقیرم...چقدر انسان درگیره نسیانه......

و..

به قول اون جمله هه.....

خدایا منو ببخش بخاطر تموم درهایی ک زدم و خونه ی تو نبود..

عزاداریاتون قبول و التماس دعا...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۴ ، ۲۲:۴۹
فرزند آدم

دل بی قرار نیست ادا در میاورد 


چشم انتظار نیست ادا در میاورد...


مرغی که هر زمان سر یک بام میپرد


دنبال یار نیست ادا در میاورد ...


اصلا دلی که مست ریا و ربا شود


گوشش به کار نیست ادا در میاورد 


بر لب دعای ندبه و دل غرق شهوت است 


این انتظار نیست ادا در میاورد....

شاعر: محمدعلی رحیمی

 Ba Yaran Emam .Www.Shabhayetanhayi.ir

ما را ببخش که حرفِ هر روزمان تکـرار دوست داشتن توست؛


اما بی تویی، در هر روزِ ما تکـرار میشود


و ما هر روز در تکــرارِ دوست داشتنت،


با خطا و گناه، از تــو می گریزیم


کپی شده از: "http://shabhayetanhayi.ir/"





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۶:۰۸
فرزند آدم


وضو گرفته‌ام از بهت ماجرا بنویسم...

قلم به خون زده‌ام تا که از منا بنویسم...

منا1


به استخاره نشستم که ابتدای غزل را...
ز مانده‌ها بسرایم؟ ز رفته‌ها بنویسم؟

نه عمر نوح، نه برگ درخت‌های جهان هست... 
بگو که داغ دلم را کِی و کجا بنویسم؟

مصیبت «عطش» و «میهمان‌کشی» و «ستم» را...
سه مرثیه‌ست که باید جدا جدا بنویسم...

چگونه آمدنت را به جای سر در خانه...
به خط اشک به سردی سنگ‌ها بنویسم؟

چگونه قصه‌ی مهمان‌کشی سنگدلان را...
به پای قسمت و تقدیر یا قضا بنویسم؟
صحرای عرفات
منا که برف نمی‌آید، این سپیدی مرگ است!
چسان ز مرگ رفیقان با صفا بنویسم؟

منا4
خبر ز تشنگی حاجیان رسید و دلم گفت:
خوش است یک دو خطی هم ز کربلا بنویسم:

نمانده چاره به جز اینکه از برادر و خواهر...
یکی به بند و یکی روی نیزه‌ها بنویسم...

نمانده چاره به جز گفتن از اسیر سه ساله...
چه را ز ناله‌ی زنجیر و زخم پا بنویسم؟

به روضه خوان محل گفته‌ام غروب بیا تا...
تو از خرابه بخوانی؛ من از منا بنویسم...


شاعر:حامد عسکری

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۶:۱۰
فرزند آدم
به نام او...

امروز برام این پیام اومد...

به احترام نماز، طواف کعبه هم تعطیل میشود...کار شما چطور؟؟؟



نتیجه تصویری برای نماز




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۴ ، ۲۲:۴۴
فرزند آدم