یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

سلام به یُمن نام مبارک خدا...
اینجا نمیدانم چه پیش میآید اما...
میدانم دلم تنگ است..
نمیدانم چه میخواهی...
میدانم اتفاق روزگار تو را اینجا کشانده...
میدانم همگی تنهایی را تجربه کرده ایم...
حالا نمیخواهم جانماز آب بکشم...
اما درنگی کن..
حقیقتا چقدر سخت است تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟
این روزها رهبرم تنهاست...
امام زمانم تنهاست...
که ما کوفی منشانه مدام نامه ی دروغینِ جان نثاری برایشان مینگاریم...
و من مدعی تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟

اما نه.... حقیقتا خدایی دارم که به قول بزرگی:
بارها در زندگی درست جایی دستم را گرفته که میتوانست مچم را بگیرد.....

دعاکنیم...برای آدمیتمان...
برای ظهور...

آخرین مطالب

خدایا سلام ک نام توست...

در بی نهایت اندیشه ام ک مینگرم تویی ولی چگونه میتوانم بپذیرم ک خودم را محروم کرده ام از تو..

محرومم چون مکرر فراموشت میکنم و گم میشوم در هزار توی دنیای به ظاهر بی پایانت..

ک پایانش به دمی خواستن توست..و دیگر هیچ..

ک نزدیک است و گویا هرد لحظه در فراموش کردنش بر دیگری سبقت میگیریم..

دنیا حتی برای همین بچه مذهبی هایمان هم شده دنـــــــــــیــــــــــــــــــــــــآ...

برای همین دنیا عروسی های مجلل و مشاغل خفت بار و همسران زیبا رو و ساپورت و دماغ عمل کرده و 

روسریهای رنگین و آرایش و لباسهای بدن نماییی ک این روزها زنانه و مردانه هم ندارد...و دروغ و غیبت و ریا و تزویر و..........

ملاک روشنفکری میشود و اصلا هدف از آمدن گم میشود..

خدایا چگونه میتوان تو را داشت و تو را خواست و تو را هر لحظه دید و همه خط قرمزهایت را درید....

میشود..میدانم ک میشود..چون همیشه ی عمرمان خط قرمزهایت درحال شکسته شدن اند...

و تنها دلخوشیم به مهربانی و عطوفتت..به کرم و بخششت..به شبهای قدر و احیا و عرفه و نیمه شعبان و...

و تو مدام میخواهی یادمان بیاوری ک باید یادت باشیم برای داشتن نهایت خوشبختی ...و تو ب هر بهانه  ای میپذیریمان..می بخشیمان..و ما...

جقدر جاهلیم و ناسی..و چقدر عصیان گریم خدای همیشه مهربان..

حالا ک آمده ایم...بازهم ببخش به بزرگی خودت..

اما یادت باشد این بار بگذار برای همیشه یادت بمانیم..

خودت بیشتر ما را بطلب ب درگاهت...باور کرده ام ک این آمدنهایمان ب خواست و طلب توست...

همیشه مهربانم سلام...
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۴
فرزند آدم
به نام خودت..سلام..

تو را کجای دل ناآرامم بیابم ک همیشه بزرگوارانه و کریمانه هستی و عنایت میکنی...و نمیبینمت..نمی یابمت..

دلتنگت میشوم و افسوس ک انگار نیستی..

دلتنگت میشوم و نگران میشوم ازینکه ندارمت و غافل میشوم ک هستی هماره ...ورنه من کجا و نامت بر صفحه کلید مجازی ام کجا؟؟؟؟

ببخش ک آمده ای و هستی و صاحبخانه ای و نمی بینمت و غریب می پندارمت و گویی با یک دست پس میزنم و با دستی پیش میکشم..

گویی منکر میشوم بودنت را آنگاه ک غرق میشوم دنیای حقیری را ک پر رنگ و لعاب است و 

گویا میخواهمت با تمام وجود آنگاه ک محتاج میشوم دنیا را ...باز هم همه چیز ختم به دنیاست..ک میخواهم نباشد بی تو...

ک راست میگفت ارباب ک آنکس ک تو را دارد دنیا را چ حاجت است؟ و آنکس ک تو را ندارد دنیا را چ کند؟؟؟؟

خدای من..مهربانم...عزیزترینم..دلتنگت شده ام..

 این بار بی هیچ بهانه ای...

ب گمانم فقط خودت را دوست دارم..

اما اگر تو را دوست دارم پس چرا اینقدر از تو دورم..پس چرا شبیه تو نیستم..

پس چرا دیر دلتنگت میشوم..

چرا بی تاب همیشگی کوی تو نیستم...

چرا در ماه رجب هم آواره ی کویت نشده ام..

خدای خوبم..

خدایی ک خداوندگاری ات را شرمسارم..

خدایی ک مهربانی بی دریغت را شرمنده ام..

خدایی ک بی تو هیچ ندارم و هیچ نیستم..

شکر ک آمدی ...نه بهتر است بگویم ک شکر که ره دادی حضور یابم..

حتی بقدر لحظه ای و درنگی..

حتی با همین چند واژه ی حقیر و  قاصر...

با تمام وجود دوستت دارم..

از درگاهت مران...نه..به زور هم ک شده دلسوخته ی همیشگی درگاهت نگاهم دار...

خدایا خودت دعایمان کن..

راستی میدانم روسیاه ترینم...اما میخواهم تعجیل در فرج مولایمان را بخواهم..

میخواهم سلامتی مولایمان و نائبش را بخواهم...

میخواهم نصرت رزمندگانمان را بخواهم..

میخواهم رحمت و غفران آنان را بخواهم ک دستشان کوتاه است...

میخواهم شفا بخواهم برا همه ی بیماران روحی و جسمی...

میخواهم بندگی ات را مخلصانه بخواهم برای همه مان...

میخواهم خودت را بخواهم..خودت گفتی الیس الله بکاف عبده


نتیجه تصویری برای الیس الله بکاف عبده

همیشه بر لبانم 
الهی وربی من لی غیرک  جاری بود
تا اینکه دیدم بر مصحف شریفت نوشته بودی
الیس الله ب


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۶ ، ۰۸:۲۶
فرزند آدم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۲۰
فرزند آدم

این روزها از همه چیز دلگیرم..


از مسئولینی ک ادعای دفاع از آرمانهای نظام را مُهرِ تاییدی کردند بر عملکردهای ضد ولایت و ضد انقلاب و ضد دینشان..


آنهایی ک گمان میکنند کار درست به هرقیمتی باید بشود..کارهایی از جنس رابین هود..


دزدی..به قیمت سیر کردن عده ای..تازه اگر سیر کند آن عده را..


لطفا کسی به خودش نگیرد..اینجا خطاب من همه است..همه ی آنهایی که هستند و کوچکترین مسئولیتی دارند..


.....کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته......


همه ی آنهایی که میبینند چقدر در راهیان نور ،غذا اسراف میشود درحالیکه عده ای از هم وطن هایمان..حتی کمی آنطرف تر..در سومالی...


عده ای محتاج دانه ای از برنجهای آن اند..


بخداوندی خدا شرمم میشود ازین که در عالمی ک محضر خداست..به نام خدا ..با یاد خدا ..


سفره ای پهن میشود که لبریز از اسراف است و تبذیر.....


و این کوچکترین لکه ی ننگ ما آدمهاست..


بزرگترهایش را بگذاریم برای آنها ک توان نوشتنش را دارند...

آنها ک حقوق نجومی شان...

آنها ک کاخ هایشان.....

آنها که میرود پایین از گلوهایشان..


خدایا حضرت آقا چقدر خون دل بخورد ازینها.......

چقدر بگوید و نشنوند؟؟؟؟؟



بغضی عجیب راه گلویم را گرفته..

نزدیک شد..به آستانه ی اشک رسید..

خسته ام از ........



اللهم عجل مولانا صاحب العصر و الزمان...

دعایمان کنید..





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۵۳
فرزند آدم

دلتنگم..برای خودم..شهدا...و.......

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۵۶
فرزند آدم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۵۶
فرزند آدم

بعد از اربعین خیلی دلتنگ بودم..

بااینکه میدونستم نمیتونم برم..رفتم عتبات دانشجویی اسم نوشتم..

فکرشم نمیکردم..

قرعه کشی انجام شد..

من پذیرفته شدم..

حالا منم و کوله باری از غصه ک چرا نمیتونم برم..

.

.

.

.

میاد خاطراتم جلوی چشام...

من اون خستگی تو راهو میخوام...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۵ ، ۰۸:۱۹
فرزند آدم

"میاد خاطراتم جلوی چشام..."


من اون خستگی تو راهو میخوام.......


063m_20161117_111106.jpg

f1j2_20161117_111835.jpg

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۵ ، ۰۹:۴۹
فرزند آدم

بسم الله 

با تموم وجودم شکر..

ممنون..

بابت همه چیز

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۵ ، ۲۳:۵۵
فرزند آدم
الان تصمیم گرفتم بنویسم..

یهو فهمیدم..شهادت حضرت رقیه سلام الله علیهاست..

مطلب تو ذهنم بهم ریخت..

راستش رو بخواید..

شاید..

هیچی قطعی نیست..

امیدوارم بطلن..

امسال ..

بالاخره..برای اولین بار..

شاید...

دعا کنید..

من گذرنامه ی قبلیمو بدونه هیچ مهری باطل کردم مقصد و نیتم برای تهیه ی اون سوریه بود..

 و حالا تو روزی که شهادت بی بی رقیه جانه....بابا جانشون راضی شدن بطلبن این روسیاه رو..

هرچند هنوز ویزا نیومده..

خانوم جان..قطعی کنید این زیارت را به مُهرِ "زائر عارف بحقه"..

نتیجه تصویری
۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۴:۵۹
فرزند آدم