یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

یهویی های خودم...

من منم ..و به دنبال مِنِ حقیقی ام میگردم..

سلام به یُمن نام مبارک خدا...
اینجا نمیدانم چه پیش میآید اما...
میدانم دلم تنگ است..
نمیدانم چه میخواهی...
میدانم اتفاق روزگار تو را اینجا کشانده...
میدانم همگی تنهایی را تجربه کرده ایم...
حالا نمیخواهم جانماز آب بکشم...
اما درنگی کن..
حقیقتا چقدر سخت است تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟
این روزها رهبرم تنهاست...
امام زمانم تنهاست...
که ما کوفی منشانه مدام نامه ی دروغینِ جان نثاری برایشان مینگاریم...
و من مدعی تنهایی؟؟؟؟؟؟؟؟

اما نه.... حقیقتا خدایی دارم که به قول بزرگی:
بارها در زندگی درست جایی دستم را گرفته که میتوانست مچم را بگیرد.....

دعاکنیم...برای آدمیتمان...
برای ظهور...

آخرین مطالب

بی لیاقتی

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۳۹ ق.ظ

تلفنت زنگ میخوره و ج میدی..یکی ک چند ماهه ازش بیخبری پشت خطه..یکی ک چندساله ندیدیش..

یکی از هم دانشگاهی های اهل حال..

خیلی یکباره میگه شماره هام پاک شده بودن..

یاد تو افتادم..

همینجوری یکی از شماره ها رو ک آشنا بود گرفتم..

و درست بود..تو خودتی..

و بی مقدمه میگه شبای قدر میخوای بری مشهد؟؟؟؟/

و من ........

در بغضی گلوگیر خفه میشم..

منی ک ماههاست در دلتنگی اش میمیرم...

میپرسم فلانی چی میگی؟؟؟؟/

میگه لیست تکمیل شده بود..

اما حالا...تو ...یباره ب ذهنم اامدی..آاونم در لحظه ای ک 1 نفر انصرافی داشتیم..

میگویم..اما......دوس ندارم روزه هامو از دست بدم..

گفت 10 روزه ست..

دیگه هیچ بهونه ای نبود..

طلبیده شده بودم..

گفتم بی ادبیه نرم..

دلم خواست...

اسممو نوشتم..

خواهرم گفت میشه صحبت کنی منم بیام..

گفتم بذا ببینم...

ی روز گذشت گفتن باشه مساله ای نیس..

اما...

آبجیم رفت سر کار..

پیام داد میشه منم بیام..

گفتم آره تو برو..من نمیرم..

گفت نه..اگه تو نری منم نمیرم..

گفتم زشته من اعلام انصراف کنم..

نمیتونم...

امام رضا جونم تو میدونی ک چقد برام سخته لحظه هایی ک مامان و بابا رو ک مراقبت میخوان تنها بذارم..

اصرار کردم مامان گفت حال ندارم واقعا نمیتونم...

باباهم..

و من انگار مجبورم...

امام رضا جونم...

بغض دارم و از دور سلامی...

هدیه تان رسید..

همین که صدایم کردید سپاس..

میدانستم همیشه مهربانید..

و شما برگزیدگان خداوندگارید..


ببخشید بر من بی لیاقت که صله را واصل ننموده بخشیدم..

بی آنکه بدانم چ نعمتی است..

دلتنگ همیشگی کویتان..

منتظر دیدارتان هستم...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی